فقه العمران الإسلامي مصطفى أحمد بن حموش

فقه العمران الإسلامي

الجزء ١ · صفحة ١٢٦

الوثيقة العاشرة

توني ناني اور خوشي و ايينه تا به و هه م خريد را يکي دوستانه بهار از کليويا بود به به هه ر به و ر اس دنيا

دار را در اين نماي ديني نه مر ا ا ا ا ا ا ا ا ايران مشهور او با يک تيکه دار ايراني انوري دون مهر بزور الجعفر قاله وار به به محور در دوره را پر از ال کننده روي بر ربع اور ميرا نه با بيانيه از دوري پر اتر آن دانست که بعد دور بيندازد و باند بر کا سبوع الن کاشي ام و با اند را در اور ان پر کاري برداري از حبه اي به انداران تقريبا بير لاي روسيه نه و براي دانه دانش به امان با من در راه

NumSTRAI

Tasnifi clasi

but te been

ما اين اير يکي از کارايي اند و عده اي از کشور امر الجاوا براي ماه مه سالم در او شده است و اي اي ان ها با کاراي ورود دو ماه رمضان زاده را دارا مي تواند ساده

برند سلام به شماره شاه در کار سے اور اور تيار و برسي که

کا ارايه کننده ها وارد را در

کا مصدر من انا او نور و رانده شدم مري اور ميرا اکانت خرابه فقه اسوه کاله الا انهم وتري به ارده وان کار

نلود کني با بيان اين حلقه انگار زيبا خنده و شد و فرو مي زند که بوديد را با په سه ندرا بر زيبايي يره اما از نهاد شده زيور بياد ماندني در بروز در شيريي و کم متهم به ملايم ظلم کو دور کر ايسا ي در با هالتر روي داد که دارند و براي به رود اردها نداده که المجالات ايام کود ماه دارد روي راي داده کاور و به بندر شير بوده و يادي شهري خواني در توي يه بانو ميري پيار مينيون نور براي بران الينا نيور ديزني رويون ايکسين ابرها مرد ا د د اي ار سب مسلح له السدة فلاح مزار امانته

پروجه و نه مي نام شهر دشمن

125