فقه العمران الإسلامي مصطفى أحمد بن حموش

فقه العمران الإسلامي

الجزء ١ · صفحة ١٢٨

الوثيقة الحادية عشرة

ديگري که راست اوران از ما به شماره اروع عملي

ان اين ام و را با نادري واصف راد و به بايد اندر کا شيروان ميں رواد کا ا ا ا ا ا ا و رايانه از اين تو بوديم که توري والي بو او دنده از مرگي کي برسي و بي پرواز کيوي را اول با بيان اول اونکه در اون روزي به تو در بابل ميرا بوده و الا مورد مارا کيا کر عام اتصال زياد کردني مومي و نبود محمد به لغا

Numaram

Tunisie cast

اينتر و شد و برين والاوع در نمايي تو به آرد

لخواه تواني لاي

قطه ي س ع قدر دا

را

المين في أنه اولدان اقدار بالي وانا محلول ديوار و يا مولانا نور در آرنج را با من برا

اجناسيم نواز کي داد و اين بره اي کوندريان ايوون و که اکران دارن بو لي لي نين

اندر يک انوامارين و اندام را با اين که نوار به يکا کيا قصد ان قدرة اا ا ا هم ويل که اين امر بديد

المائد کے ولولا دار بودن ولا لو زوران و خيال

•

لتقيا و له نه است خواند و کل نو با ماه سرفه با اور برا تنتقب روياي کاره رو نه به دور وجه بودندان

مهور به البارد در اين دارو به کي ميارند تا کل اين رو تکيه بر مان ليا اور ايم ايران

ايس اي اولد نيز اريکا کوس دانه انار

هام

???