فقه العمران الإسلامي مصطفى أحمد بن حموش

فقه العمران الإسلامي

الجزء ١ · صفحة ١٣١

الوثيقة الثالثة عشرة

انور راج بانه کردن و روند در دربها

مدير و کول يا فکر من اوراره بيا شمالي هم که دونه دوستم تو مي فروخته و بعدا به دوار کم در با و راه کار کرده تامين بيني روون ده ربچند ماده کني و بد ترين کاري کر نا و من مي خوب و در دو فروج بر ما با گرنگي يکي نبشته و دردة، بل الله ماني او لو في ا الاغ او ما هم بدر جوار اولدو به من خير مصنوعي بر روي اينجا نيکي و داماد از فار کشور مصوب من مضا ريش و درد دوران در زنداد

والي که جون كلو يو من الكانور علي است در ده ريالي مصنوعي مو برتر مي ماند و هر جايي و مايه کي ها در به با سه رنووس و بنهر توري را

است ايوان مانده و يکون رايانه اي که به به رانه يا محمد اختر اور برباد جباري خانه هاي من و فريبا دور تا دور کا سلام او را روانه کاستي هاي آنها اردني لايکي و يکبار کي فرم من ورد داد و فرياد ازش در کوني کند و مار کر راه باشد نه از در زميني که بند بند بسياري اور پا

اعلام الدوار الرندة وكر اونها في مرتله از عدة موادي او به شکش کر نه د مور پر سائين را برشته ادند در او را به ترين چهره چور در نمره د اسلام در کنکور دکتري که باز او به ما بود دو تين شده به دين انجاني ماني که به دانش

مندي که در رويا

افظه بايدة

و اين کار يکي اين که کسروي که بر روي مادر تو بنده کمانده از ميانه و رشوان شاه بوده و در اين برونون در نهادها خلف الود جو بنيا والبودرة تحكم بدم مي باشده با نقار الماني دونوں نونه قريه در بند اجرا شکرير بيا د ميلاري کلوين زنده اندکي اليان از موريه حفظ و تردستي در درب برقي و مانند اعوان و يماني نور عده کمي براي کشور به بخار کاري ايمانده مغرور خود با غارت و دارنده ارد و کنار دور موضع مزدوران قدرتهايش مي دهد بر باداري رومن اروع جو گز

دوات و ر تايا اور انکي آخري حالي اداره است باعث و با و به اولور

منذ

زياد به خوش رنگ

وصولي بوند نوع من من و به ر گي اور نا محلي در نوري داره چه کسان دور نمان

Twoitia card.

} Kumarsa

Michume 158

ے اور تي

130